آیا مردم به خاطر “محمدرضا گلزار” تلویزیون نگاه می‌کنند؟/ جای خالی “دری” درون جشنواره جام جم- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، درون مصاحبه‌ای تلویزیونی پس از جشنواره جام جم محمدرضا گلزار مجری برنامه «برنده باش» گفت: خیلی خوشحالم که سبب شدم خیلی از مردمی که تلویزیونی  تماشا نمی‌کنند (به واسطه برنامه برنده باش) دوباره آنر تماشا کنند.

سخنان گلزار از چند جنبه خیلی قابل اعتناست. به این معنی قبل از برنده باش، مجموعه تلویزیونی‌های پرمخاطبی مثل «هزار دستان»، «کوچک جنگلی»، «کیف انگلیسی»، «مرگ تدریجی یک رویا»، «درون چشم‌باد»، «پایتخت» و … یا مجموعه تلویزیونی‌های گذشته سیما مثل مجموعه تلویزیونی «پدر»، «بانوی‌‌عمارت» یا برنامه‌ای نظیر «ماه عسل» توسط مخاطبان رسانه ملی دیده نمی‌شد، چون محمدرضا گلزار نداشت؟ به این معنی درون چهل سال گذشته مردم تلویزیون تماشا نمی‌کردند و با آمدن گلزار ناگهان تلویزیون مخاطب دار شده؟ به این معنی تمام کسانی که درون این سال‌ها آثار پرمخاطبی درون رسانه ملی تولید کردند، دچار توهم بودند؟

 تلویزیون ملی آنقدر از خلاقیت هنرمندانه خالی بوده که هنر واراداتی محمدرضا گلزار، مخاطبان را به آغوش سینما بازگردانده هست؟ آیا هنر وارداتی که نمونه ارجینال قابل دسترس(دریافت) دارد و فارسی کردن آن با سطحی‌ترین سئوالات ممکن مثل: ماه قمر کدام سیاره هست؟ ۱- زمین -۲ زحل ۳ – زهره ۴-مریخ؛ احیای تلویزیونی هست که مخاطب نداشته هست؟

زمانی کارزار درستی نباشد، محمدرضا گلزار بر سر رسانه ملی و مردمی منت می‌گذارد که با آمدن «من»، مردم تلویزیون ملی را می‌بینند. قطعا مدیران بالادستی، پس از این احضار نظر، به یقین باید تصمیم درستی را اتخاذ کنند تا جریان مجری سالاری که با حذف‌های متعددی، طی سال‌های گذشته کمرنگ شده بود، دوباره شعله‌ور نشود.

مسیر فعلی تا چه اندازه نابسامان هست که هر فردی درون رسانه ملی می‌تواند مدیرانی را روی تخت بنشاند و تاج بر سرشان بگذارد، یا برنامه ساز دیگری زمینه تحقیر مدیران را فراهم کند. درون واقع با این رفتارها مدیران آلت دست مجریان شده‌اند! هیچ جریان کیفیت شناس بالادستی هم حاکم نیست، تا این هرج و مرج را کنترل کند!

آقای گلزار چه کار دشواری درون رسانه ملی انجام داده، که تلویزیون را پر مخاطب کرده و سایر هنرمندان نتوانستند آنرا انجام بدهند؟

 

کپی‌کردن برنامه‌های آمریکایی درون نحوه اداره شبکه‌های سیما تبدیل به جریان اصلی شده، درصورتیکه با همین مقدار سطحی‌نگری به سایر برنامه‌سازان و کارت بلانش‌های ویژه، اجازه بدهند که برنامه‌های آمریکایی را نعل به نعل و مو به مو کپی کنند، قطعا از فردا به جای اینکه کاربران فضای مجازی برنامه‌های آمریکایی را دریافت کنند، کاربران آمریکایی برنامه‌های ایرانی را پیگیری خواهند کرد. فارسی کردن ؟Who Wants to Be a Millionaire آیا احتیاج به استعداد خاصی دارد؟

«محمدرضا گلزار» درون سینما واسطه کپی کردن نقش‌ها و کلیپ‌های متعددی بود و درون حوزه تلویزیون، به همان شیوه عمل می‌کند. درون سینما گلزار درون کلیپ‌هایی حضور یافت  که نمونه‌های خارجی آن ساخته شده‌اند. «دو خواهر» و «تو و من» نمونه‌های گل درشتی ازبرای معرفی هستند. دو خواهر کپی برابر اصل کلیپ TOO much   ساخته فرناندو توربا محصول ۱۹۹۵ هست و آنتونیو باندراس نقش اصلی آنرا را ایفا می‌کند. گلزار کلیپ دو خواهر، تلاش درون تقلید موقعیت باندراس درون آن کلیپ را داشت که مثل همیشه ناموفق ماند.

 

کلیپ «تو و من»، کپی برابر اصل کلیپ خواستگاری محصول ۲۰۰۹ هست و محمدرضا گلزار حتی با وجود منبع اقتباسی نمی‌تواند به اندازه یک صدم «رایان رینولدز» درون این نقش از خود خلاقیتی بروز دهد، «رایان رودنی رینولدز» به اندازه «محمدرضا گلزار آذری» خوشتیپ نیست که توسط کاربران IMDB درون لیست بازیگرانی با این شاخصه قرار گیرد، ولی مقلد نیست و ارجینال هست. گلزار درون حوزه بازیگری هم خلاقیت آنچنانی از خود بروز نمی‌دهد. وی سال‌های متمادی تنها یک صورت هست که با عبور از چهل و سه سالگی نباید انتظار داشته باشیم که خصایص ستاره بودنش را حفظ کند.

وی درون تلویزیون همان نقشی را ازبرای خود انتخاب کرده که درون سینما برگزید. توهمی بسیار بزرگی هست که تصور کنیم، تلویزیون با حضور وی متحول شده، البته جریان سلبریتی‌ دوست درون لایه‌های مدیریتی، هدف بزرگی را دنبال می‌کند که تولیدات محوری سیما نخبه‌گرا نباشد و گرنه چند کلیپ گذشته گلزار، مثل «مادر قلب اتمی» و «خشکسالی و دروغ»  درون گیشه شکست سختی خوردند و کلیپ‌های سطحی و کمدی گلزار اندک مخاطبی دارند که این مسئله جای تحقیق دارد؟

 

گلزار درون سینما چقدر مخاطب دارد؟ کلیپ هزارپا که پرفروشترین کلیپ سینمایی سال ۱۳۹۷ هست تنها ۴ درصد از مردم را به سینما کشاند. درصورتیکه ظرفیت‌های جذابیت گلزار از رضا عطاران فراتر رفته باشد،که بر اساس استدلال‌ها و آمارها چنین نیست، گلزار تنها موفق شده همان مخاطب ۴ درصدی را ازبرای یک برنامه کپی شده پای تلویزیونی بنشاند. اتفاقا درصورتیکه زمینه قضاوت سنجیده‌ای فراهم بود، محمدرضا گلزار باید سپاسگذار سیما باشد که چنین فرصتی را ازبرای دیده شدنش درون دایره‌ای فراتر از سینمای ۴ درصدی فراهم کرده و گلزار این روزها به واسطه حضور درون سیما دیده می‌شود.

نسل مدیران مدبر و برنامه‌سازان با کفایت سیما سال‌های متمادی تلاش کردند که برنامه‌های بومی بسازنند و عدم منع کپی کردن نمونه‌های آمریکایی ازبرای سایر برنامه‌سازان مجاز بود، گلزار نمی‌توانست امروز چنین ادعایی بکند.

هنر واراداتی که کپی کردنش بسیار آسان و چندان دشوار نیست. برنامه‌ای که وجود داشته و نمونه‌های بسیار آن درون چندین کشور جهان ساخته شده، بدون هیچ کم و کاستی، با یک شعار توام با بلاهت و دست کم گرفتن مخاطب (مبتنی بر افزایش مطالعه)روی آنتن زنده رفتنش ابدا هنر نیست.

 کپی‌کنندگان برنده‌باش حتی زحمتی به خودشان نداده‌اند که کمترین تغییر را درون برنامه اجرا کنند، دموها، عکس ها، جدول امتیازات و همه قسمت‌های برنامه شبیه اَمریکن میلیونر شوء معروف به Who Wants to Be a Millionaire? که کمتر از ۲۴ ساعت با پخش، نسخه قابل دسترسی آن درون فضای موجود هست و درون شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود. 

ادعای گلزار بسیار عجیب و غریب هست، مردم تلویزیون تماشا نمی‌کردند و حضور وی سبب تلویزیون دیدن مردم شده هست. این باور، برداشت و تلقی را چه کسی به محمدرضا گلزار القاء کرده هست؟ این جمله توهین به مدیران و برنامه سازان زحمتکشی هست که سال‌ها با دست خالی و بودجه‌های اندک، مردم را سرگرم کرده‌اند. این جمله نفی تلاش سالیان ستاره‌هایی نظیر مهران مدیری و سیروس مقدم، سید ضیا الدین دری هست.

*جای خالی سید ضیاالدین دری

صحنه اختتامیه جشنواره جام‌جم طوری چیده شده بود که صورت‌ها و مجری‌های خوش چهره به عنوان برندهای رسانه‌ ملی معرفی شوند. ولی ستاره‌های واقعی سیما افرادی نظیر سید ضیا الدین دری هستند که درون سال ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفت. متاسفانه جشنواره جام جم سیما، مهمترین مولف فقیدش را درون نخستین سال کوچ به عالم باقی نادیده گرفت. به نظر می‌رسد، ماموریت اصلی مدیران ارشد ازبرای تقدیر از وی به حضور درون مراسم ختمش بسنده کرده‌اند. حتی آنطور که شنیده شده، بعضی از مدیران میانی، از پرداخت برآوردهای مالی مجموعه تلویزیونی سنجرخان و پرداخت حقوق فیلمنامه مجموعه تلویزیونی به خانواده ایشان امتناع می‌کنند.

 

 

دری بزرگ مردی بود که علیه جریان فراماسونری درون طول چهل سال انقلاب کلیپ ساخت و با همه کارشکنی‌های علیه کشف حجاب رضاخانی مجموعه تلویزیونی خوش رنگی را درون قاب سیما نشاند، با کیف انگلیسی شکوه سینما را وارد جریان تلویزیون کرد، همان کاری بیست سال پس HBO و نت فلیکس دارند انجام می‌دهند. آیا این همه ماندگاری و تاثیر، شایسته یک تقدیر کوچک درون جشنواره جام جم سیما نبود؟

درون چهل سالگی انقلاب سید‌ضیا‌الدین دری غایب بزرگ جشنواره جام جم سیما بود تا سلبریتی‌های نورسیده عرض اندام کنند. دری آرزو داشت جشن چهل سالگی انقلاب را ببیند ولی درون چهل سالگی انقلاب درون جشنواره جام‌جم نادیده‌اش گرفتند.  

مردی که خدمت ها بزرگی را به تلویزیون ارائه داده هست و با کیف انگلیسی مخاطبان سیما را درون دهه هفتاد، به این رسانه بازگرداند، درون نخستین جشن تلویزیون، پس از فقدانش، به چه دلیل جشنواره جام جم، آیین تجلیلی، از این ستاره از دست رفته‌ برگزار نکرد؟ آیا مدیران رسانه ملی ضیاالدین دری را از شایستگان سیما نمی‌دانستند؟ یا اینکه جریان گلزاری، چنان قابل اعتنا شده که یک تقدیر کوچک از سید ضیا، جشنواره جام جم را مخدوش می‌کند؟

 آیا این جشن، عرصه تجلیل از ستاره‌ها فیک (سلبریتی‌هایی) بود که امروز توسط مدیران نورسیده سیما، درون دایره سرمایه‌های ملی گنجانده شده‌اند؟ آیا تفکر و اندیشه سیدضیاالدین دری که نگاهی معقولانه و انقلابی به تاریخ معاصر داشت، از سرمایه‌های همیشه ماندگار سیما محسوب نمی‌شد؟

 آیا ازبرای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی تجلیل از ضیاالدین دری و خانواده محترمش، مسئله‌اش نبود؟

«سیدضیا الدین» دری قبل از کوچ به عالم باقی، گفتگویی تفصیلی ۲۶۰ دقیقه‌‌ای با خبرگزاری تسنیم، درون فروردین ۱۳۹۷  داشت که از آن به عنوان وصیت‌نامه‌اش نام برد. دری فقید گفت: من با حضور درون این خبرگزاری دارم وصیتی از خودم به جای می‌گذارم که مدیران نوآمده سیما درون همه سطوح، تلویزیون ملی را با شعار بزک شده جذب مخاطب، به رسانه‌ای تبدیل خواهند کرد که حتی بوی انقلاب که پیشکش، بویی از اسلام واقعی را نتوانی از آن استشمام کنی و تلویزیون به کازینویی واقعی تبدیل می شود.

جشنواره جام جم و نحوه جمع آوری آرا نشان می‌دهد ما با جشنی سلبریتی‌پرور مواجه بودیم که مطابق با پیش‌بینی‌های آقای دری پیش‌می‌رود. دقیقا پیش بینی ایشان صحیح بود. می‌گفت سلبریتی‌ها را به رسانه ملی می‌آورند و پس از مطرح شدن هر کدام از آنها با استفاده کردن از این خوب رویان بدون اندیشه، سرگرمی منهای تفکر را درون این رسانه به مخاطبان حقنه خواهند کرد، من تا زنده‌ام با همه وجود درون مقابل این تفکر خواهم ایستاد و کپی‌های آمریکایی تولید شده درون سیما، زمانی شروع شد که سیدضیاالدین دری درون میان ما نبود.

روح شاد و خاطره‌اش گرامی که تمام پیش‌گویی‌ درست و واقعی بود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *